چرا وقتی به یکی می گیم دوست دارم احساس می کنیم طرفمون پررو شده

چگونه کسی که دوست داریم را عاشق خود کنیم؟

همیشه سر صحبت با دوستم بود که چرا هر چی به طرف مقابل بیشتر عشق می ورزیم طرف مقابل بیشتر از ما فاصله می گیرد. این مشکل خیلی از دوستانی بود که برای مشاوره در کنارشان بودم تا اینکه تصمیم گرفتم خیلی جدی روی این مسئله تمرکز کنم تا بتوانم این مسئله که مسئله خیلی از ما است حل کنم

این مقاله نتیجه مشاوره با دوستانی است که این مشکل را داشتن و الان می خواهم با شما به اشتراک بگذارم

که چگونه کسی که دوست داریم را عاشق خود کنیم؟

 

 

چگونه رابطه دوستی و عاشقانه برقرارمی کنیم؟

چگونه رابطه دوستی و عاشقانه برقرارمی کنیم؟

 

اول رابطه دوستی به خاطر حس هیجان و جدید بودن رابطه یک سری کار هایی را انجام میدهیم تا مانع از این شویم که طرف مقابل از دست ما ناراحت شود و بخواهد ما را ترک کند. دلیل بر این است مغز ما لذت ها را دوست دارد و انسان برای لذت بردن به این دنیا آمده برای همین وقتی ما با فردی هم فرکانس می شویم مغز ما در اوایل تضاد ها و تعارض ها را نمی تواند به خوبی ببیند به همین علت ذهن ما مدام به اشتباه کشیده می شود. اگر رابطه دوستی و عاشقانه بر اساس این بنا شود که ارزش ها و خواسته های طرف مقابل همواره بر ارزش ها و خواسته خودمان برابری کند یا بیشتر باشد این رابطه نیاز به یک بازنگری دارد. و تا زمانی که ما نتوانیم برای خودمان ارزش قائل شویم نمی توانیم از دیگران انتظار داشته باشیم.

 

چرا وقتی به یک نفر می گوئیم دوستت دارم طرف مقابل پررو می شود؟

زمانی که فردی یک درد، یک مشکل، یک تحقیر را قبلا تجربه کرده باشد و یک ذهنیت خراب از رابطه و گفتن دوست داشتن قبلی داشته باشد وقتی با کلمه دوست داشتن روبرو می شود گارد می گیرد چون ذهنش احساس خطر را از کلمه دوست داشتن می کند. یکی دیگر از دلایل اینکه زمانی که به یک نفر می گوییم دوستت دارم آن فرد پررو می شود این است ما خودمان مقصر اصلی در رفتار طرف مقابل هستیم یعنی ما خودمان اجازه می دهیم که این رفتار با ما صورت گیرد و زمانی که اعتراض نمی کنیم آن فرد به خیال خود که ما آن رفتار را دوست داریم به تحقیر ما ادامه می دهد.

ارزش ها و خواسته ها

باید بدانیم ارزش ها و خواسته های چه کسی در اولویت است ارزش ها و خواسته های طرف مقابل یا ارزش ها و خواسته های خودمان این به این معنا نیست که خواسته های طرف مقابل چشم پوشی کنیم و فردی مغرور و از خود راضی باشیم و دیگران برایمان اهمیتی نداشته باشند منظور من این است هیچ کسی تا خودش به چیزی نرسد نمی تواند به دیگران آن چیز را بدهد. پس اول باید یاد بگیریم چگونه می توانیم به خواسته هایمان برسیم تا در مرحله بعد بتوانیم خواسته های دیگران را فراهم کنیم.

حلقه دوست داشتن

من دوست داشتن را به چند حلقه دسته بندی می کنم

حلقه اول دوست داشتن مربوط به خدا است حلقه دوم دوست داشتن مربوط به خانواده حلقه سوم مربوط به شریک عاطفی و حلقه چهارم مربوط به دوستان و حلقه پنجم مربوط به همکاران و دیگر افراد جامعه  است.

هر انسانی به ترتیب اولویت هایی دوست داشتن فرد یا افرادی را در حلقه های مختلف دوست داشتن خود می گذارد در صورتی که به نظر من این حلقه ها از پیش تعیین شده اند اگر این حلقه ها را جابجا کنیم اتفاقاتی عجیب می افتد که مدام به خودمان می گوییم من که این فرد را خیلی دوست داشم چرا تنهایم گذاشت؟ من که که همه کار برایش انجام دادم چرا خیانت کرد؟ من که تو روی پدر و مادرم ایستادم یا من که از خودم گذشتم و جملات این چنینی که اکثرا با آن روبرو شده ایم.

ترتیب حلقه ها را حفظ کنیم

یه ضرب المثل قشنگ که می گوید دوستی که از حد بگذرد نادان خیال بدکند. پس از این به بعد اگر هر کسی را به اندازه اولویتش دوست داشته باشیم خیلی از مشکلاتمان حل می شود. ما نمی توانیم کمبود محبت در خانواده را با شریک عاطفی مان پر کنیم شاید در کوتاه مدت این اتفاق صورت گیرد اما در بلند مدت شما ضربه های سنگینی می خورید و مدام در پیدا کردن یک فردی هستیم که بتواند آن کمبود را برایمان حل کند اما آن فرد فقط در جایگاه خودش قادر به دوست داشتن ما است.

 ما با هر دین و مذهبی که باشیم اگر غیر از خدا کسی را در درجه اول بپرستیم شرک غیر از خدا می شود و خداوند هم با همان آدمی که ما آن را می پرستیم ما را مجازات می کند. تا حالا چند بار شریک عاطفی تان را در حد پرستش دوست داشتید آیا واقعا آنطور که می خواستید همه چیز پیش رفت؟

حال اگر فقط خدا را بپرستیم و دیگر افراد را در حلقه های خودشان دوست داشته باشیم به شما قول می دهم از زندگی تان لذت ببرید

این جهان با نظم و ترتیب ساخته شده شما نمی توانید قانون شکنی کنید البته می توانیم این کار را انجام دهیم اما دودش فقط در چشم خودمان می رود. اگر اولویت های زندگمان مشخص شود به یک آرامش درونی می رسیم که باعث می شود زیبایی های جهان را ببینیم و از بودن در کنار شریک عاطفی مان کمال استفاده رو  ببریم.

هدفمان را از ایجاد رابطه مشخص کنیم

زمانی که در بین دوستان هستم احساس می کنیم بیشتر دوستی ها از سر بیکار و تنها نبودن و چشم و هم چشمی صورت می گیرد مثل این است که هر کسی بیشتر بتواند رابطه برقرا کند برندتره است یا اگر کسی هنوز نتوانسته شریک عاطفی خود را پیدا کند یک مریضی خاص دارد. به دور  از تنش های اطرافیان خودتان برای آینده تا برنامه ریزی کنید و مشخص کنید چه فردی با چه خصوصیاتی می تواند در کنار شما قرار گیرد تا بهترین آرامش را داشته باشید. مشخص کردن هدفتان  از ابتدای دوستی باعث می شود مدام در پی پیدا کردن دوست نباشیم. مثل این است که فرد قصدش از رابطه برقرار کردن ازدواج است ولی طرف قابل برای یک رابطه دوستانه خود را آماده کرده است. وقتی نمی دانیم خودمان هدفمان چیست و به طرف مقابل هم نمی گوییم برای اینکه به آنچه می خواهیم نمی رسیم مدام در رابطه احساس سر شکستگی، ناراحتی، می کنیم و اصلا از بودن در کنار هم خو شحال نیستیم و فکرمی کنیم طرف مقابل ما را دوست ندارد.

تا مرز عادی بودن پیش نرویم

اگر ما ما غذایی را دوست داشته باشیم و مدام آن غذا برایمان فراهم باشد دیگرآن شور اشتیاق را برای خوردنش نداریم رابطه هم همین گونه هست چسبیدن به طرف مقابل باعث می شود احساس ناامنی کند و یک دفعه از کوره در رود و ما را تنها بگذارد. ما به گمان خودمان هر چه بیشتر به طرف مقابل بچسبیم بهتر است و می توانیم در کنار خودمان آن فرد را داشته باشیم این باور اشتباه است. یکی از نیاز های اساسی انسان نیاز به آزادی است زمانی که ما معنی آزادی برای رابطه مان تعریف کنیم و در یک چهار چوب آن را با هم به اجرا در بیاوریم می توانیم بدون سو استفاده از هم رابطه همراه با آرامش داشته باشیم.

 

 

 تلاش برای نابودی

تا حالا شده به دوستان بگویید مگه این آدم چی داره که این قدر بهش چسبیدی؟ من که اصلا حاضر نیستم با همچین آدمی صحبت کنم.

بله درست است شما برای اینکه نفر سوم هستید و رابطه را از بیرون می بینید برایتان خوشایند نیست اما دوست ما درگیر رابطه شده و مشکلات رابطه را متوجه نمی شود مگر خلاف آن ثابت شود که باز هم تقصیر را به گردن خودش می اندازد و می گوید او آنقدر ها هم  بد نیست که می گویی و این باعث می شود به رابطه ادامه بدهد و برای اینکه به دیگران ثابت کنیم رابطه خوبی داریم بیشتر از قبل برای  رابطه مان وقت می گذاریم و بیشتر طرف مقابل فراری می دهیم. یعنی ما مدام تلاش می کنیم که مشکلاتمان را از همان راه حل هایی همیشگی حل کنیم و نمی گذاریم کسی به ما کمک کند. و تلاش برای نابودی را انتخاب می کنیم هر چند که زمانی که این قدر پافشاری می کنیم برای یک موضوع باید به خودم بگویم شاید یک درصد اشتباه فکرمی کنم و از اول همه جوانب را در نظر بگیرم. و از دیگران کمک بگیرم.

چطور بعد از شکست برای رابطه جدید آماده شویم؟

هر فردی کم و بیش تجربه شکست عشقی را دارد به علت این که ما آگاهی و شناختی از خود نداریم و هدف مشخصی نداریم نمی توانیم درست انتخاب کنیم که در مقاله های دیگر به طور کامل اشاره کرده ام. اما حال اگر وارد رابطه جدید شدیم نباید افکار و باور های ما تاثیر گذار این رابطه جدیدمان باشد. به همین دلیل مراقب رفتار و گفتارتان باشید فرد جدید نیازی ندارد شما مدام از گذشته خود صحبت کنید زیرا با این کار فقط باعث می شویم که طرف مقابل بداند هنوز در فکر فرد قبلی هستیم و به ما اعتماد نخواهد کرد و اگر یک آجر برای بنای رابطه گذاشتیم با این کار باعث می شویم ده آجر از دیوار دوستیتان کم می کنیم. 

امیدوارم این مقاله در شما را در زمینه پاسخ به سوال بالا کمک کرده باشد.نظرتان را در مورد این مقاله برای ما بنویسید و اگر نظر یا ایده ای در مورد سوال زیر دارید با ما در میان بگذارید:

که چگونه کسی که دوست داریم را عاشق خود کنیم؟

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *