به دنبال آرامش زنان هستیم

به دنبال آرامش زنان هستیم، برای زنان می نویسم

شاید این روزها درگیر کار هایی شده باشیم که یادمان رفته دیگر آن تن نازی و عشق و مهربانی را،
که باعث از زن بودن فاصله گرفته باشیم مشکلات جامعه و زندگی های در هم و بر هم مانع از این شده که اکثر وقت ها نقش خودمان را بازی نمی کنیم یعنی نمی توانیم نقش خودمان را بازی کنیم زیرا باید افراد زیادی را راضی نگه داریم گرفته از خانواده، شریک عاطفی، بچه، همکاران و دوستان و غیره که اگر بخواهم بنویسم یک لیست بالا بلند را باید راضی نگه داریم. که در این بین خواسته ها و ارزش های خودمان فراموش می شود.

در این مقاله به مواردی اشاره می کنیم که باعث می شود ما بیشتر خودمان را پیدا کنیم و برای همه کسانی که این مقاله را میخواند قول می دهم که بهتر از قبل بتوانند خوشبختی را لمس کنند.

 

قدم اول: کمال گرایی را کنار بگذاریم

ما بسته به نوع جنسیت و موقعیتمان نمی توانیم همه کاره باشیم و همه کارها را به تنهایی انجام دهیم و این موضوع به این معنا نیست که ناتوان و نا لایق هستیم باید یاد بگیریم که در کار هایمان از دیگران کمک بگیریم و هر جا که لازم شد در برنامه هایمان تجدید نظر کنیم.  این کارها به ما فرصت می دهد روح خسته مان زمان استراحتی داشته باشد تا بتوانیم در کار هایی که بازدهیشان برای ما بهتر است سود بیشتری ببریم

قدم دوم: صبح خوشمزه بسازیم

 

زندگی های امروزی پر از استرس و تنش است اما ما می توانیم خودمان این استرس را کنترل کنیم اگر صبح عالی را شروع کنیم تا حدود زیادی باعث می شود استرس در طول روزمان کاهش پیدا کند مثلا فکر کنید اگر با حال بد و بد خلقی بیدار شویم پیش در آمدی برای حادثه های بعدی می شود اما دیگر نمی خواهیم به این کار ادامه دهیم. مهم نیست چه ساعتی بیدار می شویم مهم این است که چگونه صبحمان را شروع می کنیم. فقط کافی است نیم ساعت زودتر بیدار شوید. اما در عوض به چیز هایی میرسیم که واقعا قابل قیاس با خواب نیست و مطمئنا کمبود خوابمان جبران می شود.

  • روزمان را با تبسم آغاز کنیم
  • شکرگزاری کنیم
  • چند حرکت کششی انجام دهیم
  • به خوردن صبحانه اهمیت بدهیم
  • اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود را بنویسیم
  • تصویر سازی کنیم و خود را در همان موقعیتی که دلخواهمان است ببینیم با جزئیات کامل 

من همیشه یک ساعت بعد از بیدار شدنم موبایلم را روشن می کنم و هیچ وقت به سراغ تلویزیون نمی روم و نمی گذارم حوادث بیرون باعث شود بهترین زمانی که انرژی بالایی دارم را خراب کند. شما هم از صبحتان لذت ببرید.

قدم سوم: از میزان تعهدات خود بکاهیم 
اگر زندگیمان مانند این است که انگار در یک مسابقه شرکت کرده ایم و از یک کار به سراغ کار بعدی میرویم و از یک برنامه به برنامه بعدی باید بگوئم وقت آن رسیده که به اندازه ای خودمان را درگیر کنیم که  انجام دادن کار ها برایمان معنا داشته باشد و بتوانیم از نتیجه به دست آمده کمال استفاده را ببریم زیرا زمانی که تمام نیرویمان را صرف انجام دادن کار ها می کنیم دیگری نایی نمی ماند که بخواهیم از نتیجه به دست آمده لذت ببریم. پس باید بدانیم ما کار می کنیم برای تامین نیاز ها یمان که بتوانیم زندگی بهتری داشته باشیم اگر کار کردن مانع حال خوب مان می شود حتما باید تجدید نظر کنیم.

قدم چهارم: از ملامت کردن خود پرهیز کنیم

زمان هایی ممکن از تحت تاثیر روحیه مان دست به کار هایی بزنیم یا پرخوری کنیم یا حتی سراغ مواد مخدر برویم باید بدانیم تمام این موارد از اندیشه ما نشات می گیرد به این دلیل که ما آنقدر ذهنمان را درگیر می کنیم که بی قراری به سراغمان می آید. زندگی واقعی در این لحظه هست باید یاد بگیریم هر تصمیمی مشکلات مخصوص خودش را دارد پس هر کاری انجام بدهیم حتما سختی های خود را باید متحمل شویم پس این که مدام به خود را ملامت کنیم که ای کاش این کار را کرده بودم بهتر بود یاد بگیریم بهتر تصمیم بگیریم و زمان بیشتری برای کارهایمان فکر کنیم و همه جوانب را در نظر بگیریم تا بعدا پشیمیانی به وجود نیاید.

 

قدم پنجم: زندگی خود را با زندگی تلویزیون مقایسه نکنیم

علت ناخشنودی و ناراضایتی ما این است که را مدام زندگی خود را با زندگی دیگران مقایسه می کنیم که رسانه ها یکی از عوامل تشدید کننده این امرهستند زیرا استاندارد های آنها از استاندارهای واقعی زندگی بسیار بالاتر است. مسلما ستاره هایی که در تلویزیون هستند آنها هم انسان هستند ولی به علت این که ابزار هایی در اختیار دارند بهتر دیده می شوند و ما فکر می کنیم زندگی واقعی این گونه است. برای زندگی که اکنون به طور واقعی در اختیارمان هست شکرگزار باشیم و خود را با دیگران مقایسه نکنیم اما در بهترین شکل خود ظاهر شویم ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خودمان مقایسه نکنیم. بی شک آنچه در رسانه ها می بینیم دورغی بیش نیست به جای تلف کردن وقت خود برای تحلیل و بررسی زندگی دیگران برای زندگی خودمان وقت بگذاریم.

قدم ششم: باید ها را از زندگی مان حذف کنیم

 

دیگران باید به خاطر کار ها و محبتی که در حقشان کرده ام دوستم داشته باشند خوب هست که دیگران این احساس را نسبت به ما داشته باشند اما اگر نداشتند فرد نباید دچار اختلال گردد و احساس بدی را تجربه کند. فرد نمی تواند همه را راضی نگه دارد.

دیگران نباید من را برنجانند و غیر منصف باشند برای اینکه من این رفتار را با دیگران انجام نمی دهیم این نکته را باید بدانیم اکثر انسان ها اول منافع خودشان را در نظر می گیرند و تصمیم می گیرند و فرد نباید با هر مسئله ای بهم بریزد و فقط در این موارد خود فرد دچار آسیب می شود

و این که دیگران نباید از دست من عصبانی بشوند زیرا همیشه با آنها مهربان بوده ام. مسولیت حس هر کس با خودش است گاهی اوقات هم شاید عصبانی باشند و یا مهربان نباید فرد مقابل را کنترل کنیم.

من همیشه باید انتظارات دیگران را برآورده سازم اگر فقط در فکر برآورده کردن انتظارات فرد مقابل باشیم  انتظارات خودمان این وسط نایده گرفته می شود و کم کم برای فرد توقع به وجود می آید.

باید از اطرافیانم مراقبت کنم این حس مادر بودن در رابطه را کنار بگذاریم اگر به مشکلی برخورد کردیم به جای اینکه با دلسوزی های مادرانه آن را نادیده بگیریدم آن را حل کنیم.

 

قدم هفتم: به خودمان سخت نگیریم

 

بعضی وقتا هم نیازی نیست اینقدر به خودمان سخت بگیریم در عین حال که کار های روزمره را انجام می دهیم و به عنوان یک عادت برایمان در آمده باید یک تنوع، یک کاری که حالمان را خوب می کند همیشه در لیستمان داشته باشیم من خودم همیشه خانه ام مرتب است و سعی می کنیم همه چیز را سر جای خود قرار دهم اما گاهی اوقات از این که همه چیز سر جای خودش باشد لذت نمی برم و کمی ریخت و پاش می کنیم و می بینم آنقدر ها هم بد نیست احساس سبکی می کنم که نمی خواهم به خودم جواب پس بدم و راحت بدون چهار چوب نظم زندگی کنم. این تمرین باعث می شود اگر شما همیشه همه مسائل تان روی یک روال منظم بوده و الان برحسب موقعیت آن ها از روال معمول بیرون آمده به یک دفعه از هم نپاشید و فکر نکنید دنیا به آخر رسیده. بعد از زمانی می توانیم دوباره به زندگی با روال قبلی بر گردیم.

قدم هشتم: مشکلات برطرف شده را دوباره زنده نکنیم

اکثر انسان ها عادت دارند مشکلات برطرف شده را دوباره زنده کنند. زیرا می خواهیم عواطف و احساساتی که موجب دلخوری و ناراحتیمان بوده است را زنده کننم تا آرامش را از خود و اطرافیانمان سلب کننم. مثلا ما در یک رابطه با دوستمان قطع رابطه کرده ایم و دوست مشترک ما هر زمان که ما را می بیند حرف آن شخص را به میان می آورد که در این مواقع ما به چنین افرادی آتش بیار معرکه می گوییم برای این که خود را از شر این معضل نجات دهیم آتش بیاران معرکه را باید بشناسیم و بدانیم که تنها زمانی فردی می تواند روی ما تاثیر بگذارد که خودمان به حرف هایش گوش بدهیم و بپذیریم. باید در چنین شرایطی بگوییم مدت هاست این مسله را برای خودم حل کردم و دیگر به آن فکر نمی کنم و اجازه ندهید دیگران برای شما تصمیم بگیرند.

قدم نهم: از روی عشق و  مهر حرف بزنیم

یکی از دوستانم همیشه وقتی صحبت می کرد سر جنگ داشت و حرف هایش را با کنایه و نیشخند به طرف مقابل میزد جالب اینجاست هیچ وقت هم به آنچه می خواست نمی رسید و کسی دوست نداشت که با آن صحبت کند و این رفتار او باعث شده بود از محبوبیتش بین دوستانش کم شود. همیشه شاکی بود چرا کسی من را دوست ندارد. من به دوستم پیشنهاد دادم از این به بعد از روی عشق با دیگران صحبت کند و عشق و مهر خودت را شناسایی کند زبان عشق دیگران را یاد بگیرد و با آنها همان گونه صحبت کند و عشق بورزد تا بتواند به دل دیگران بشیند و به خواسته های خود برسد.

 

برای کسب اطلاعات بیشتر روی گزینه ی زیر کلیک کنید:

مقاله ی عشق

 

معمولا آنچه می گوییم، مهم نیست، مهم آن حسی است که با این گفتن همراه است همان کلماتی که می تواند باعث ناراحتی شود اگر  از روی محبت بیان شود احساس متفاوتی القا می کند. جمله می خواهم با تو حرف بزنم می تواند بیانگر شروع یک رابطه یا پایان دادن به آن رابطه باشد. پس مراقب انتقال احساسمان همراه با بیانمان باشیم.

 

قدم دهم: درآینه نگاه کنیم

وقتی جرات می کنیم و درآینه به خودمان نگاه می کنیم، پر محبت تر و بخشاینده تر می شویم. با این حال باید توجه داشته باشیم که انسان صد در صد در این دنیا وجود ندارد. نگاه کردن در آینه به خودمان کار بسیار دشواری است زیرا ما در پنهان کردن آن بخش های از خود که دردناک هستند و حاضر به تایید آن ها نیستیم و نمی توانیم آن ها را ببینیم. پذیرش خودمان به عنوان مخلوق خدا می تواند راهی باشد تا دیگران هم ما را بخواهند ما باید مهارت خوب نشان دادن خودمان را یاد بگیریم و برای کاستی های خود چاره ای بیندیشیم به باشگاه برویم برای خودتان وقت بگذاریم در تامل با دیگران باشیم و خودمان را در خانه حبس نکنیم.

قدم یازدهم: با ترس هایمان روبرو شویم

ترس، تجلی فشرده شده ی تنبلی ما است و اراده پادزهر ترس، ترس ها زاییده افکار ما هستند و تا زمانی که با آن ها رودر رو نشویم نمی توانیم متوجه پوچ بودن آن ها باشیم. اجداد ما زمانی که با هر حیوانی رو در رو می شدند برای حفظ بقای خود آن حیوانی را می کشتند و از آن حیوان تغذیه می کردند. اما الان ما برای خودمان حیوان های خیالی درست کرده ایم که مانع می شود دست به کار هایی بزنیم که برای آینده مان مسمرثمر است. من با اکثر انسان هایی که صحبت می کنم  که از زندگی شان راضی نیستند متوجه می شوم تنها ترس باعث شده در حد ضعیف بمانند و نتوانند از این همه فروانی نعمت استفاده کنند. این افرد باور کمبود دارند و فکر می کنند خوشبختی، پول یا شغل خوب و … فقط مختصص بعضی از انسان هاست. هر زمان از چیزی ترسیدم ببینیم آیا اولین نفری هستیم که این کار را انجام می دهیم اگر اولین نفر نیستیم حتما ما هم می توانیم از بس این کا بر بیاییم یعنی اگر کسی یا کسانی توانسته اند ما هم می توانیم این کار را انجام دهیم اگر اولین نفر هم باشیم حتما می توانیم این کار را انجام دهیم اگر غیر از این بود فکرش هیچ وقت به ذهنمان خطور نمی کرد. نگذاریم ترس هایمان زندگیمان را تحت و شعاع قرار دهد.

در پشت هر ترسی، تنبلی و فقدان امید و انگیزه نهفته است انسان از چیز هایی که آگاهی ندارد می ترسد پس فقط اطلاعاتمان را بالا ببریم و از کسانی که به آن ها اعتماد داریم کمک بگیریم وبدون هیچ شکی با ترس هایمان روبرو شویم.

قدم دوازدهم: غطبه نخوریم

 

غبطه خوردن شروع حسادت است. و غبطه خوردن باعث می شود که ما نتوانیم موفقیت های دوستان و همکارانمان را تبریک بگوییم نمی توانیم از زیبایی ها از نعمت های که در اطرفمان هست استفا.ده کامل ببریم. هراس و حسادت ها مانع این می شود که که در زمینه شخصی شغلی و عاطفی نتوانیم پیشرفت کنیم و غطبه خوردن باعث می شود ما را بد جلو دهد و دیگران احساس خوبی را از ما نگیرند. تصمیم بگیریم قابلیت های خودمان را پیدا کنیم و بی جهت خودمان را با دیگران مقایسه نکنیم تا بتوانیم از موفقیت دیگران شاد بشویم

 باید بدانیم همیشه کسانی هستند که از ما پول بیشتری دارند، تفریحات بیشتری می روند، موهایی زیبا تری دارند، خوش اندام تر هستند یا پیشرفت شغلی سریع تری دارند فردی که گرفتار غطبه خوردن است هرگز نمی تواند پیشرفت کند بر اساس نیاز های خودمان تصمیم بگیریم و سعی کنیم از موفقیت دیگران لذت ببریم و تلاش کنیم ما هم به این جایگاه برسیم تا به انسان آرام تبدیل شویم غطبه خوردن احساسی استرس آمیز است  از امروز غطبه خوردن و حسادت را در خودمان نابود کنیم خواهیم دید که شادتر و خشنودتر می شویم.

 

 

 

 

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *